خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، اندوه و جدایی سخن میگوید. شاعر از تاریکی بخت و روزگار سیاه خود مینالد و از هجران و دلآزردگی یاد میکند. همچنین، به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد که باعث شوق و هیجان شده است. در پایان، اشارهای به اسرار الهی و جستجوی معنوی در دل انسانها دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و معنوی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاطفی و فلسفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۷۷ - کوکب بخت سیه روزان مدام افسرده است
کوکب بخت سیه روزان مدام افسرده است
خال بر رخسارهٔ سبزان چراغ مرده است ۱
بسکه می پیچد به خود از تیره روزیهای من
شام هجران سایهٔ آن زلف برهم خورده است ۲
سرود نوخیز تو تا بیرون خرامید از چمن
برگ برگ غنچه اش لخت دل آزرده است ۳
ظاهرا از روزن آیینه خود را دیده ای
یا ز رویت رنگ سیلاب طراوت برده است ۴
قدرت آن کو که بردارم نگه از عارضش
بسکه بر رخسار او از شوق پا افشرده است ۵
مخزن اسرار یزدان را شده گنجینه دار
در جهان هر کسی دلی جویا به دست آورده است ۶
خال بر رخسارهٔ سبزان چراغ مرده است ۱
بسکه می پیچد به خود از تیره روزیهای من
شام هجران سایهٔ آن زلف برهم خورده است ۲
سرود نوخیز تو تا بیرون خرامید از چمن
برگ برگ غنچه اش لخت دل آزرده است ۳
ظاهرا از روزن آیینه خود را دیده ای
یا ز رویت رنگ سیلاب طراوت برده است ۴
قدرت آن کو که بردارم نگه از عارضش
بسکه بر رخسار او از شوق پا افشرده است ۵
مخزن اسرار یزدان را شده گنجینه دار
در جهان هر کسی دلی جویا به دست آورده است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۶ - هر که او با قامت خم گشته غافل خفته است
گوهر بعدی:شماره ۲۷۸ - لعلت مرا به کام دل آب حیات ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.