خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعاتی مانند غفلت، بیداری روحانی، بخشش و جستجوی معنوی میپردازد. شاعر از حالت خمیده و غافل انسانها سخن میگوید و اشاره میکند که فرصتهای بخشش و بیداری در دسترس هستند. همچنین، از شاهد مست و خیالپردازیهای شبانه تا تأثیر بیداری دل بر سیر عالم صحبت میشود. در پایان، شعر به اهمیت سحرخیزی و بیداری چشمدل اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارند.
شماره ۲۷۶ - هر که او با قامت خم گشته غافل خفته است
هر که او با قامت خم گشته غافل خفته است
بی خبر در سایهٔ دیوار مایل خفته است ۱
گر سرپایی زنی با دست بخشش فرصت است
دولت بیدار در دامان سایل خفته است ۲
شاهد مست خیالش ز اول شب تا سحر
همچو بوی غنچه ام در خلوت دل خفته است ۳
سیر عالم می کند از فیض بیداری دلش
پای سعی هر که در دامن منزل خفته است ۴
نیست غیر از سحرکاری چشم خواب آلود را
کشته جویا خلق عالم را و قاتل خفته است ۵
بی خبر در سایهٔ دیوار مایل خفته است ۱
گر سرپایی زنی با دست بخشش فرصت است
دولت بیدار در دامان سایل خفته است ۲
شاهد مست خیالش ز اول شب تا سحر
همچو بوی غنچه ام در خلوت دل خفته است ۳
سیر عالم می کند از فیض بیداری دلش
پای سعی هر که در دامن منزل خفته است ۴
نیست غیر از سحرکاری چشم خواب آلود را
کشته جویا خلق عالم را و قاتل خفته است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۵ - رهزن دین و دلم آن نرگس جادو بس است
گوهر بعدی:شماره ۲۷۷ - کوکب بخت سیه روزان مدام افسرده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.