خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به مفاهیمی مانند عشق، رسوایی، خودآرایی، و زیبایی میپردازد. شاعر از ناپایداری دنیا و زیباییهای آن سخن میگوید و تأکید میکند که دلها همواره درگیر رسواییهای عشق هستند. همچنین، اشارهای به گذرا بودن جلوههای دنیوی و ارزش نهادن به عشق حقیقی دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۵۰ - قبای پاره نصیبش زچرخ مینایی است
قبای پاره نصیبش زچرخ مینایی است
همیشه هرکه چو گل در پی خودآرایی است ۱
بغیر من به خیال کسی گذار مکن
به سیر خلوت دلها مرو که رسوایی است ۲
ز حسن کامل آن دلربایی چار ابرو
کدام دل که نه در چارسوی رسوایی است ۳
زکوة جلوه مپندار سایه بر خاکم
ترا که موسم جوش بهار رعنایی است ۴
به غیر خون جگر خلق را نمی ریزد
میی به ساغر دل تا سپهر مینایی است ۵
همیشه هرکه چو گل در پی خودآرایی است ۱
بغیر من به خیال کسی گذار مکن
به سیر خلوت دلها مرو که رسوایی است ۲
ز حسن کامل آن دلربایی چار ابرو
کدام دل که نه در چارسوی رسوایی است ۳
زکوة جلوه مپندار سایه بر خاکم
ترا که موسم جوش بهار رعنایی است ۴
به غیر خون جگر خلق را نمی ریزد
میی به ساغر دل تا سپهر مینایی است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۹ - گرنه اشک از دیده در هجران یار افتاده است
گوهر بعدی:شماره ۲۵۱ - شد شباب و جسم غم فرسوده با ما مانده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.