خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد و رنج عاشق در فراق یار را بیان میکند. شاعر از اشکهایش در غم دوری معشوق میگوید، از رسوایی عشقش سخن میراند و اضطراب و بیقراری دلش را توصیف میکند. او از بیداد چشم معشوق شکایت دارد و حسرت دیدارش را در قالب اشکهایی که از میانش میریزد، به تصویر میکشد.
متن دارای مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۴۹ - گرنه اشک از دیده در هجران یار افتاده است
گرنه اشک از دیده در هجران یار افتاده است
گوهر است اما زچشم اعتبار افتاده است ۱
دوختم تا چشم خواهش بر گل رخسار یار
بخیهٔ رسوایی ام بر روی کار افتاده است ۲
نقش پا در اضطراب از شوخی رفتار اوست
یا دل است این کز پی او بی قرار افتاده است ۳
شکر کز بیداد چشم او چنین افتاده ام
وای بر بی طالعی کز چشم یار افتاده است ۴
می نماید تیغ مژگان تو لنگردار تر
باده پیما باش چشمت در خمار افتاده است ۵
بیشتر بی طاقتم جویا ز یاد آن کمر
اشک حسرت زان میانم بر کنار افتاده است ۶
گوهر است اما زچشم اعتبار افتاده است ۱
دوختم تا چشم خواهش بر گل رخسار یار
بخیهٔ رسوایی ام بر روی کار افتاده است ۲
نقش پا در اضطراب از شوخی رفتار اوست
یا دل است این کز پی او بی قرار افتاده است ۳
شکر کز بیداد چشم او چنین افتاده ام
وای بر بی طالعی کز چشم یار افتاده است ۴
می نماید تیغ مژگان تو لنگردار تر
باده پیما باش چشمت در خمار افتاده است ۵
بیشتر بی طاقتم جویا ز یاد آن کمر
اشک حسرت زان میانم بر کنار افتاده است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۸ - گلشن در این بهار نه تنها شکفته است
گوهر بعدی:شماره ۲۵۰ - قبای پاره نصیبش زچرخ مینایی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.