خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر به توصیف زیباییهای فصل بهار و ییلاق میپردازد و از عناصری مانند گل، سبزه، و هوای بهاری برای ایجاد تصاویر شاعرانه استفاده میکند. شاعر از مینوشی و لذتبردن از طبیعت سخن میگوید و ییلاق را بهشتی روی زمین میداند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق شاعرانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مفاهیم انتزاعی مانند 'خلد برین' نیاز به درک ادبی و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۲۳۱ - بیا که موسم جوش بهار ییلاق است
بیا که موسم جوش بهار ییلاق است
پیاله گیر که گل در کنار ییلاق است ۱
چرا نهان بود از دیده ها به پردهٔ غیب
اگر نه خلد برین شرمسار ییلاق است ۲
در آن مقام که زاهد دم صلاح زند
پیاله زن که هوای بهار ییلاق است ۳
هوای برف و گل جام و سبزهٔ میناست
جهان به موسم دی در شمار ییلاق است ۴
همین زند نه هوایش دم از روانبخشی
که آب حیوان در جویبار ییلاق است ۵
نکوست موسم دی با وجود می جویا
که جوش گل سبب اعتبار ییلاق است ۶
پیاله گیر که گل در کنار ییلاق است ۱
چرا نهان بود از دیده ها به پردهٔ غیب
اگر نه خلد برین شرمسار ییلاق است ۲
در آن مقام که زاهد دم صلاح زند
پیاله زن که هوای بهار ییلاق است ۳
هوای برف و گل جام و سبزهٔ میناست
جهان به موسم دی در شمار ییلاق است ۴
همین زند نه هوایش دم از روانبخشی
که آب حیوان در جویبار ییلاق است ۵
نکوست موسم دی با وجود می جویا
که جوش گل سبب اعتبار ییلاق است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۰ - صفای پیکرت آئینه دار مهتاب است
گوهر بعدی:شماره ۲۳۲ - ز وانمود پریشانی ام چو گل عار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.