خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر به توصیف زیباییهای طبیعت و عشق میپردازد، با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند مهتاب، گلها و بهار. شاعر از معشوق دعوت میکند تا این زیباییها را درک کند و از زندگی لذت ببرد.
مفاهیم شاعرانه و استفاده از استعارههای عاشقانه ممکن است برای کودکان کمسن قابل درک نباشد، اما برای نوجوانان و بزرگسالان جذاب و قابل فهم است.
شماره ۲۳۰ - صفای پیکرت آئینه دار مهتاب است
صفای پیکرت آئینه دار مهتاب است
گل از رخ تو حیب و کنار مهتاب است ۱
چمن چمن گل رنگ است بی تو در پرواز
بیا که موسم جوش بهار مهتاب است ۲
بیا و جوش گلستان فیض را دریاب
گل پیاله به بزم بهار مهتاب است ۳
به چشم کم منگر فیض ظلمت شب را
که نور دیدهٔ شب زنده دار مهتاب است ۴
شبی شراب گل عیش چین ز جلوهٔ ما
که آبی آمده بر روی کار مهتاب است ۵
گل از رخ تو حیب و کنار مهتاب است ۱
چمن چمن گل رنگ است بی تو در پرواز
بیا که موسم جوش بهار مهتاب است ۲
بیا و جوش گلستان فیض را دریاب
گل پیاله به بزم بهار مهتاب است ۳
به چشم کم منگر فیض ظلمت شب را
که نور دیدهٔ شب زنده دار مهتاب است ۴
شبی شراب گل عیش چین ز جلوهٔ ما
که آبی آمده بر روی کار مهتاب است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۹ - دل که کارش با کریم افتاده در فرخندگی است
گوهر بعدی:شماره ۲۳۱ - بیا که موسم جوش بهار ییلاق است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.