خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، غم و دلشکستگی سخن میگوید. شاعر از درد فراق و بیقراری دل یاد میکند و از معشوق میخواهد تا با آمدنش، آرامش را بازگرداند. همچنین، اشارهای به تغییر ارزشها و شکستن عهدهای گذشته دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند دلشکستگی و غم نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۱۴ - بی او هجوم غم دل بی کینه را شکست
بی او هجوم غم دل بی کینه را شکست
رنگم چنان شکست که آیینه را شکست ۱
جانا بیا که صید تو ترسم رها شود
مرغ دل از تپش، قفس سینه را شکست ۲
از ما چو یافت خلعت عریان تنی رواج
بازار گرم خرقهٔ پشمینه را شکست ۳
بگشود باز رو به حریفان لب جواب
امروز عهد بستهٔ دوشینه را شکست ۴
جویا پیاله تکیه به فضل کریم خورد
بر سنگ کعبه توبهٔ دیرینه را شکست ۵
رنگم چنان شکست که آیینه را شکست ۱
جانا بیا که صید تو ترسم رها شود
مرغ دل از تپش، قفس سینه را شکست ۲
از ما چو یافت خلعت عریان تنی رواج
بازار گرم خرقهٔ پشمینه را شکست ۳
بگشود باز رو به حریفان لب جواب
امروز عهد بستهٔ دوشینه را شکست ۴
جویا پیاله تکیه به فضل کریم خورد
بر سنگ کعبه توبهٔ دیرینه را شکست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۳ - مهربانیهای پنهان را مزاج کاین ازوست
گوهر بعدی:شماره ۲۱۵ - باغ خوش از سبزه و ز سنبل از آنهم خوشتر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.