خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان احساسات شاعر درباره عشق، رنجهای دل و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از بیوفایی دنیا، درد عشق و جستجوی درمان دل سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا مانند «بت طناز» و «پریزاد»، عمق احساسات خود را نشان میدهد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شوند.
شماره ۲۰۶ - شوخ و شنگی چون بت طناز من عالم نداشت
شوخ و شنگی چون بت طناز من عالم نداشت
چون پریزاد من این غمخانه یک آدم نداشت ۱
در گرانجانی زحق بیگانه پای کم نداشت
ورنه هرگز از کسی نخچیر مطلب رم نداشت ۲
از ریاضت کرده ام بیماری دل را علاج
جز گداز خویش زخم شیشه ام مرهم نداشت ۳
بود دایم دست اقبال جوانمردان بلند
بازوی پر قوت ارباب همت خم نداشت ۴
سخت دیشب شیشه و پیمانه را برهم زدی
محتسب از حق نرنجی اینقدرها هم نداشت ۵
کاوکاو عشق هر دم می زند نقشی دگر
بود دل جویا نگین ساده ای تا غم نداشت ۶
چون پریزاد من این غمخانه یک آدم نداشت ۱
در گرانجانی زحق بیگانه پای کم نداشت
ورنه هرگز از کسی نخچیر مطلب رم نداشت ۲
از ریاضت کرده ام بیماری دل را علاج
جز گداز خویش زخم شیشه ام مرهم نداشت ۳
بود دایم دست اقبال جوانمردان بلند
بازوی پر قوت ارباب همت خم نداشت ۴
سخت دیشب شیشه و پیمانه را برهم زدی
محتسب از حق نرنجی اینقدرها هم نداشت ۵
کاوکاو عشق هر دم می زند نقشی دگر
بود دل جویا نگین ساده ای تا غم نداشت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۵ - از گفتگو اشاره به دل آشناتر است
گوهر بعدی:شماره ۲۰۷ - با بال شوق در چمن قدس طایر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.