خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی و عاشقانه از حافظ، به بیان احساسات عمیق روحانی و عشق الهی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند فیض الهی، نیاز، عشق و رنج سخن میگوید و از عناصری مانند گل، پروانه و چراغ برای توصیف حالات روحانی خود استفاده میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جدایی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹۸ - دل را گشاد کار ز فیض دماغ ماست
دل را گشاد کار ز فیض دماغ ماست
این قفل را کلید ز خط ایاغ ماست ۱
پاشیدن از خجالت رخسار او به خاک
طور نیازپاشی گلهای باغ ماست ۲
ارواح قدسیان دم پروانگی زنند
در محفلی که روشنی اش از چراغ ماست ۳
در خون نشسته لاله صفت برگ برگ گل
از رشک لخت لخت دل داغ داغ ماست ۴
هر قطرهٔ سرشک جگر گوشهٔ دلست
آن گوهر است اشک که چشم و چراغ ماست ۵
باشد برون ز عالم هستی دیار ما
جویا کسی که رفت ز خود در سراغ ماست ۶
این قفل را کلید ز خط ایاغ ماست ۱
پاشیدن از خجالت رخسار او به خاک
طور نیازپاشی گلهای باغ ماست ۲
ارواح قدسیان دم پروانگی زنند
در محفلی که روشنی اش از چراغ ماست ۳
در خون نشسته لاله صفت برگ برگ گل
از رشک لخت لخت دل داغ داغ ماست ۴
هر قطرهٔ سرشک جگر گوشهٔ دلست
آن گوهر است اشک که چشم و چراغ ماست ۵
باشد برون ز عالم هستی دیار ما
جویا کسی که رفت ز خود در سراغ ماست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۷ - محتسب امشب سبوی باده ام را پاک ریخت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۹ - بوالهوس را راز عشق او نهفتن رسم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.