خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجهای عشق و بیرحمی معشوق سخن میگوید. او به مقایسه بهار و جوانی پرداخته و از زبان بیزبانی عشق و ناتوانی خود در برابر معشوق مینالد. همچنین، از تأثیرات عمیق نگاه و رفتار معشوق بر خود سخن میگوید.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عشق است که درک آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۱۳۰ - نمی دانم چرا با من به حکم بدگمانی ها
نمی دانم چرا با من به حکم بدگمانی ها
چو بادامی همه تن پشت چشم از سرگرانی ها ۱
به قدر طاقت عاشق بود بی رحمی خوبان
کشم شمشیر جورش را به سنگ از سخت جانی ها ۲
بهاران را از آنرو دوست می دارم که این موسم
شباهت گونه ای دارد به ایام جوانی ها ۳
فراگیرم هزاران نکته از طرز نگاه او
کسی چون من نمی فهمد زبان بی زبانی ها ۴
ازو در رقص پاکوبی، ز من سر در رهش دادن
ازو افشاندن دستی و از من جانفشانی ها ۵
چنان کز زور ضعف از چهره رنگ عاشقان خیزد
بود سوی تو پروازم به بال ناتوانی ها ۶
هلاک آن خم ابرو که در هر جنبشی جویا
شکار خود کند دل را به زور شخ کمانی ها ۷
چو بادامی همه تن پشت چشم از سرگرانی ها ۱
به قدر طاقت عاشق بود بی رحمی خوبان
کشم شمشیر جورش را به سنگ از سخت جانی ها ۲
بهاران را از آنرو دوست می دارم که این موسم
شباهت گونه ای دارد به ایام جوانی ها ۳
فراگیرم هزاران نکته از طرز نگاه او
کسی چون من نمی فهمد زبان بی زبانی ها ۴
ازو در رقص پاکوبی، ز من سر در رهش دادن
ازو افشاندن دستی و از من جانفشانی ها ۵
چنان کز زور ضعف از چهره رنگ عاشقان خیزد
بود سوی تو پروازم به بال ناتوانی ها ۶
هلاک آن خم ابرو که در هر جنبشی جویا
شکار خود کند دل را به زور شخ کمانی ها ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - به رویم دیدهٔ حیران در فیضی گشود اینجا
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - نباشد مامنی چون پیکر ما عشق سرکش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.