خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و انتقادی است که به موضوعاتی مانند حیرت، ریا، خودستایی، غم و خاموشی میپردازد. شاعر از دیدهٔ حیران، ریاهای زاهد، خودستایی و غمهای پنهان سخن میگوید و در نهایت به اهمیت خاموشی و گشایش درون اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۲۹ - به رویم دیدهٔ حیران در فیضی گشود اینجا
به رویم دیدهٔ حیران در فیضی گشود اینجا
چو شبنم باختم از یک نگه بود و نبود اینجا ۱
نماز و سبحه و کبر و ریا ارزانی زاهد
بود بر خاک خجلت روی مالیدن سجود اینجا ۲
کدامین عیب باشد هم ترازو خودستایی را
بود بر ساده لوحی رحم کو خود را ستود اینجا ۳
چه پرسی حال دل کان غمزه هر کس را بزد تیغی
نخستین ضرب دست خویشتن را آزمود اینجا ۴
چو گل تا کی سراپا خنده بودن ای ز خود غافل
فغانی هم چو بلبل می توان گاهی سرود اینجا ۵
گشاد کار دل در بند خاموشی بود جویا
چه درها بر رخم از لب فروبستن گشود اینجا ۶
چو شبنم باختم از یک نگه بود و نبود اینجا ۱
نماز و سبحه و کبر و ریا ارزانی زاهد
بود بر خاک خجلت روی مالیدن سجود اینجا ۲
کدامین عیب باشد هم ترازو خودستایی را
بود بر ساده لوحی رحم کو خود را ستود اینجا ۳
چه پرسی حال دل کان غمزه هر کس را بزد تیغی
نخستین ضرب دست خویشتن را آزمود اینجا ۴
چو گل تا کی سراپا خنده بودن ای ز خود غافل
فغانی هم چو بلبل می توان گاهی سرود اینجا ۵
گشاد کار دل در بند خاموشی بود جویا
چه درها بر رخم از لب فروبستن گشود اینجا ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸ - پیچ و تاب غم فزاید انبساط مرد را
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰ - نمی دانم چرا با من به حکم بدگمانی ها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.