خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر بیان می‌کند که هرگز از فلک آرزوی خود را طلب نمی‌کند، زیرا آبروی خود را مانند گوهر گرانبها حفظ کرده است. او احساس می‌کند که تقدیرش او را مانند سبویی لبریز از شراب می‌کند، حتی اگر مجبور شود گلوی خود را با دو دست فشار دهد. ذهن او همواره پر از عشق معشوق است و هرگز حاضر نیست مانند کدویی توخالی باشد. او حتی حاضر است بهشت را فدا کند تا برای لحظه‌ای بار عشق را بر دوش کشد.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌هایی مانند شراب و فشار بر گلو ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر داشته باشد.

مشاهده کامل

شماره ۹۹ - از فلک هرگز نخواهم آرزوی خویش را

از فلک هرگز نخواهم آرزوی خویش را
در گره دارم چو گوهر آبروی خویش را ۱

قسمتم لبریز صهبا می کند همچون سبو
گر فشارم با دو دست خود گلوی خویش را ۲

نیست هرگز خالی از سودای عشق او سرم
کی تهی از مغز می سازم کدوی خویش را ۳

پشت بر دیوار جنت می دهم جویا اگر
جا دهم یکدم به دوش خود کدوی خویش را ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۸ - ره عشق است و نبود خاطر خرسند باب اینجا
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰ - نماید جلوهٔ عکسش ز بس بیتاب دریا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.