خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عناصر طبیعت مانند عنقا، گل، غنچه و سرو برای بیان مفاهیم عرفانی و احساسی استفاده میکند. شاعر از تضاد بین پرواز و سستی، عشق و ناکامی، و زیبایی و تواضع سخن میگوید. در نهایت، دیوانگی و وحشت را به عنوان حالاتی روحی توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۳ - چسان عنقا کند با هوشم آهنگ پریدنها
چسان عنقا کند با هوشم آهنگ پریدنها
که ریزد سستی پرواز او رنگ تپیدنها ۱
به عزم چیدن گل تا خرامت گلشن آرا شد
بود از شوق دستت غنچه دلتنگ نچیدنها ۲
نمی زیبد تواضع از تو با این قامت رعنا
که زیبا نیست جیب سرو در چنگ خمیدنها ۳
چمن پیرا شود او با لب میگون اگر روزی
کند گل هم به رنگ غنچه آهنگ مکیدنها ۴
ز وحشت گشت با عنقا دلم هم آشیان جویا
بود بر تخت، این دیوانه را ننگ رمیدنها ۵
که ریزد سستی پرواز او رنگ تپیدنها ۱
به عزم چیدن گل تا خرامت گلشن آرا شد
بود از شوق دستت غنچه دلتنگ نچیدنها ۲
نمی زیبد تواضع از تو با این قامت رعنا
که زیبا نیست جیب سرو در چنگ خمیدنها ۳
چمن پیرا شود او با لب میگون اگر روزی
کند گل هم به رنگ غنچه آهنگ مکیدنها ۴
ز وحشت گشت با عنقا دلم هم آشیان جویا
بود بر تخت، این دیوانه را ننگ رمیدنها ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - هوای دشت چون افتاد در سر آن پریرو را
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - از چشم کم مبین به تن ناتوان ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.