خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از رنج‌ها و دردهای درونی خود می‌گوید و احساس ناتوانی در برابر حوادث زندگی را بیان می‌کند. او از عشق و اندوهی سخن می‌گوید که وجودش را آتش زده و آرامش را از او گرفته است. طبیعت و عناصری مانند گل و بلبل نیز به جای تسلی بخشیدن، بر آتش درونش می‌دمند. شاعر روشن‌دلی خود را پنهان‌ناشدنی می‌داند و از بار سنگین احساساتش می‌نالد.

این شعر دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۹ - ایمن از جور حوادث ساخت عجز من مرا

ایمن از جور حوادث ساخت عجز من مرا
شیشه جانیها حصاری گشت از آهن مرا ۱

چون نباشم خوشدل از بیتابیی کز درد اوست
صبح نوروزیست هر چاکی ز پیراهن مرا ۲

آتشم؛ آتش، مکن تکلیف سیر گلشنم
پر فشانیهای بلبل می زند دامن مرا ۳

بر نمی تابد مزاج نازکم گلگشت باغ
بی دماغ از نکهت گل می کند گلشن مرا ۴

پردهٔ فانوس نتواند حجاب شمع شد
کی نهان در سینه می ماند دل روشن مرا ۵

بار سنگین گریبان برنتابد وحشتم
در جنون جویا چو صحرا بس بود دامن مرا ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸ - سینهٔ صد چاک مانند قفس داریم ما
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - برده سیر آهنگی امشب بر فلک داد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.