خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و ترس از آسیب دیدن این زیبایی را بیان می‌کند. او از حسرت و اضطراب عشق و گرمای حضور معشوق در مجلس شراب می‌گوید و ناتوانی خود در تحمل این عشق شدید را توصیف می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۹ - نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش را

نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش را
که ترسم گرمی نظاره ای گیرد گلابش را ۱

نسیم امروز با بوی که آمد رو به این وادی
که ماند آغوش حسرت باز هر موج سرابش را ۲

نباشد با رم ما برق را لاف سبک سیری
که آرام رگ خوابست موج اضطرابش را ۳

خبردار دل خود باش در بزم شراب او
نسازی خام سوز از گرمی مجلس کبابش را ۴

دلم بگداخت جویا از خیال شعلهٔ حسنش
ندارد ظرف مینا طاقت زور شرابش را ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸ - بی سر و قدت خاک نشینند چمنها
گوهر بعدی:شماره ۱۰ - کی به گوش او کند جا ناله های زار ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.