خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عناصر طبیعت مانند چمنها، لالهها، و سرو برای بیان احساسات عمیق عاشقانه و روحانی استفاده میکند. شاعر از غربت، عشق، و آرزوی وصال سخن میگوید و از نمادهایی مانند ابر رحمت و خاک وطن برای انتقال مفاهیم عمیق بهره میبرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۸ - بی سر و قدت خاک نشینند چمنها
بی سر و قدت خاک نشینند چمنها
شد پنبهٔ داغ جگر لاله سمنها ۱
کارم به حریف دو زبان کاش فتادی
چون غنچه سراپای زبانند دهنها ۲
بارید چو از ابر عطایش نم رحمت
در خاک کف بحر کرم گشت کفنها ۳
هر کس که ترا دید دمی بس که ز خود رفت
در بزم تو بوی خبر آید ز سخنها ۴
آهنگ گلستان چو کند سرو تو از شوق
آیند چو طاووس به پرواز چمنها ۵
بر زلف مزن شانه که محتاج نباشد
دلبستگی عاشق مسکین به رسنها ۶
هر کس شده جویا چو تو سرگشتهٔ غربت
اکسیر فراغت شمرد خاک وطنها ۷
شد پنبهٔ داغ جگر لاله سمنها ۱
کارم به حریف دو زبان کاش فتادی
چون غنچه سراپای زبانند دهنها ۲
بارید چو از ابر عطایش نم رحمت
در خاک کف بحر کرم گشت کفنها ۳
هر کس که ترا دید دمی بس که ز خود رفت
در بزم تو بوی خبر آید ز سخنها ۴
آهنگ گلستان چو کند سرو تو از شوق
آیند چو طاووس به پرواز چمنها ۵
بر زلف مزن شانه که محتاج نباشد
دلبستگی عاشق مسکین به رسنها ۶
هر کس شده جویا چو تو سرگشتهٔ غربت
اکسیر فراغت شمرد خاک وطنها ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - صفای می نگر از جبههٔ گشادهٔ ما
گوهر بعدی:شماره ۹ - نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.