خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر از بیاعتمادی و بدگمانی مردم نسبت به یکدیگر سخن میگوید. او اشاره میکند که حتی اگر کسی حقیقت را بگوید، به دلیل سیاهیهایی که از دیگران دیدهاند، باور نمیکنند. همچنین، از خواجه حسن به عنوان نمادی از این بیاعتمادی یاد میشود.
متن دارای مفاهیم اجتماعی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، نیاز به تحلیل و تفکر دارد که مناسب سنین نوجوانی و بزرگسالی است.
شمارهٔ ۳۵ - هجو خواجه حسن
با هرکه نشنید نفسی، خواجه حسن را
از گاو و ز گوساله ی خود، گفت و شنید است ۱
از بس که سیاهی زند از ماست به مردم
باور نکنم گوید اگر ماست سفید است ۲
از گاو و ز گوساله ی خود، گفت و شنید است ۱
از بس که سیاهی زند از ماست به مردم
باور نکنم گوید اگر ماست سفید است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۴ - هجو شخصی که به ضیافت رفته بود
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۶ - هزل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.