خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مضامینی مانند رهآوارگی، دشمنی، عشق، و طبیعت استفاده میکند. شاعر از تصاویری مانند بیابان، لباس مطربی، شمع، و گلها برای بیان احساسات خود بهره میبرد. همچنین، مفاهیمی مانند عافیتطلبی، آلودگی به مال دنیا، و خلوتگزینی نیز در آن دیده میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات و کنایات نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۹۳۱ - در ره آوارگی بختم فکند از دشمنی
در ره آوارگی بختم فکند از دشمنی
در بیابانی که کار خضر باشد رهزنی ۱
از لباس مطربی کز بزم ما بیرون رود
سرمه می ریزد چو خاکستر ز رخت گلخنی ۲
عافیت خواهی، مشو آلوده ی مال جهان
شمع را باشد بلای جان، لباس روغنی ۳
خلوت حمام را ماند حریم روزگار
در میان خلق از بس عام شد تردامنی ۴
در کنایت نکته ای کافی ست از روشندلان
مسند عیسی کند خورشید تابان سوزنی ۵
چشم تا پوشیدم از دنیا، صفای دل فزود
خانه ی آیینه از روزن ندارد روشنی ۶
بس که هرسو بلبلان از آتش گل سوختند
می کند قمری درین گلشن تخلص گلخنی! ۷
گر سبوی می ز خاک رستم یک دست نیست
از کجا آورده است این زور و این مردافکنی؟! ۸
پیش مرغان گر به آن قد سرو را نسبت کند
طوق قمری بشکند، از بس زنندش گردنی! ۹
گفتگوی عشق او دارند با هم در میان
گلخنی با گلخنی و گلشنی با گلشنی ۱۰
از بقای این چمن گر باخبر بودی، سلیم
گل به مرگ خویش پوشیدی قبای سوسنی ۱۱
در بیابانی که کار خضر باشد رهزنی ۱
از لباس مطربی کز بزم ما بیرون رود
سرمه می ریزد چو خاکستر ز رخت گلخنی ۲
عافیت خواهی، مشو آلوده ی مال جهان
شمع را باشد بلای جان، لباس روغنی ۳
خلوت حمام را ماند حریم روزگار
در میان خلق از بس عام شد تردامنی ۴
در کنایت نکته ای کافی ست از روشندلان
مسند عیسی کند خورشید تابان سوزنی ۵
چشم تا پوشیدم از دنیا، صفای دل فزود
خانه ی آیینه از روزن ندارد روشنی ۶
بس که هرسو بلبلان از آتش گل سوختند
می کند قمری درین گلشن تخلص گلخنی! ۷
گر سبوی می ز خاک رستم یک دست نیست
از کجا آورده است این زور و این مردافکنی؟! ۸
پیش مرغان گر به آن قد سرو را نسبت کند
طوق قمری بشکند، از بس زنندش گردنی! ۹
گفتگوی عشق او دارند با هم در میان
گلخنی با گلخنی و گلشنی با گلشنی ۱۰
از بقای این چمن گر باخبر بودی، سلیم
گل به مرگ خویش پوشیدی قبای سوسنی ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳۰ - نه ذوق باغ به دل، نه هوای پروازی
گوهر بعدی:شماره ۹۳۲ - من کیستم درین دشت، آواره ی حزینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.