خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر احساسات شاعر درباره عشق، جدایی، و جستجوی معنوی است. شاعر از بلبل و گل به عنوان نمادهای عشق و جدایی یاد میکند و از دل میخواهد که از رنج دوری بپرهیزد. همچنین، اشارهای به جستجوی معنوی و توفیق الهی دارد و از هوسهای دنیوی دوری میجوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۹۰۶ - در چمن ای بلبل از برگ و نوا افتاده ای
در چمن ای بلبل از برگ و نوا افتاده ای
از گلی گویا تو هم چون من جدا افتاده ای ۱
ترک خون خوردن کن ای دل، رحم کن بر حال خود
چون سبوی می به یک پهلو چرا افتاده ای ۲
سال ها ای رهزن دین در طلب بودم ترا
کامشبم در دست چون دزد حنا افتاده ای ۳
دستگیری رهروان را بهتر از توفیق نیست
نیستی موسی، چه در فکر عصا افتاده ای؟ ۴
از غم افتم همچو نقش پا به خاک رهگذر
هر کجا چون خویشتن بینم ز پا افتاده ای ۵
همچو عنقا به که سر در زیر بال خود بری
از هوس تا کی به دنبال هما افتاده ای ۶
در تلاش وصل او داری عجب حالی سلیم
از پریشانی به فکر کیمیا افتاده ای ۷
از گلی گویا تو هم چون من جدا افتاده ای ۱
ترک خون خوردن کن ای دل، رحم کن بر حال خود
چون سبوی می به یک پهلو چرا افتاده ای ۲
سال ها ای رهزن دین در طلب بودم ترا
کامشبم در دست چون دزد حنا افتاده ای ۳
دستگیری رهروان را بهتر از توفیق نیست
نیستی موسی، چه در فکر عصا افتاده ای؟ ۴
از غم افتم همچو نقش پا به خاک رهگذر
هر کجا چون خویشتن بینم ز پا افتاده ای ۵
همچو عنقا به که سر در زیر بال خود بری
از هوس تا کی به دنبال هما افتاده ای ۶
در تلاش وصل او داری عجب حالی سلیم
از پریشانی به فکر کیمیا افتاده ای ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰۵ - ما و دل دیگر به کوی تندخوی تازه ای
گوهر بعدی:شماره ۹۰۷ - به چهره خنده به گل های باصفا زده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.