خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به ستایش معشوق میپردازد و از حسرتها و آرزوهای خود در راه عشق سخن میگوید. او زیباییهای معشوق را با تصاویر شاعرانه مانند سرو، بهار، و مخمل توصیف میکند و از وفاداری و فداکاری خود در این راه میگوید.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و تشبیههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۸۱ - ای سرو همچو سایه دوان در قفای تو
ای سرو همچو سایه دوان در قفای تو
حسرت بهار را به خزان حنای تو ۱
خوبان به دیده بستر راحت فکنده اند
از مخمل دوخوابه ی مژگان برای تو! ۲
ماند به سبحه، بس که پی وعده ی وصال
خوبان گره زدند به بند قبای تو ۳
عمرت دراز باد که خاک مزار ما
دارد دری به خلد ز هر نقش پای تو ۴
همواره طعنه می شنوی از برای من
ای دوست چون سلیم بمیرم برای تو! ۵
حسرت بهار را به خزان حنای تو ۱
خوبان به دیده بستر راحت فکنده اند
از مخمل دوخوابه ی مژگان برای تو! ۲
ماند به سبحه، بس که پی وعده ی وصال
خوبان گره زدند به بند قبای تو ۳
عمرت دراز باد که خاک مزار ما
دارد دری به خلد ز هر نقش پای تو ۴
همواره طعنه می شنوی از برای من
ای دوست چون سلیم بمیرم برای تو! ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۰ - نخورند در گلستان، گل و لاله آب بی تو
گوهر بعدی:شماره ۸۸۲ - بیا و وصف زلف یار بشنو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.