خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهٔ جدایی از معشوق است. او با استفاده از تصاویر زیبایی مانند گل و لاله، شراب، آفتاب و شمع، نشان میدهد که بدون حضور معشوق، هیچ چیز ارزش و زیبایی خود را ندارد و زندگی برایش بیمعنا شده است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به شراب و مستی وجود دارد که مناسب گروههای سنی پایین نیست.
شماره ۸۸۰ - نخورند در گلستان، گل و لاله آب بی تو
نخورند در گلستان، گل و لاله آب بی تو
به گلوی شیشه ی می، نرود شراب بی تو ۱
چو دو یار مهربانی که ز هم جدا نگردند
به چمن نمی گذارد قدم آفتاب بی تو ۲
چو پیاله جلوه ای کن به بساط بزم مستان
که ز موج باده دارد قدح اضطراب بی تو ۳
نتوان کباب کردن اگر آتشی نباشد
همه حیرتم که من چون شده ام کباب بی تو ۴
ز کجا سلیم خوابد شب دوری تو هیهات
که چو شمع تا نمیرد، نرود به خواب بی تو ۵
به گلوی شیشه ی می، نرود شراب بی تو ۱
چو دو یار مهربانی که ز هم جدا نگردند
به چمن نمی گذارد قدم آفتاب بی تو ۲
چو پیاله جلوه ای کن به بساط بزم مستان
که ز موج باده دارد قدح اضطراب بی تو ۳
نتوان کباب کردن اگر آتشی نباشد
همه حیرتم که من چون شده ام کباب بی تو ۴
ز کجا سلیم خوابد شب دوری تو هیهات
که چو شمع تا نمیرد، نرود به خواب بی تو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۹ - من راز جهانم، بود افسانه به از من
گوهر بعدی:شماره ۸۸۱ - ای سرو همچو سایه دوان در قفای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.