خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به زیباییهای طبیعت و عشق اشاره میکند و از آرزوهای خود برای وصال معشوق و لذتهای زندگی سخن میگوید. او از مستی، گلها، و نماز به عنوان نمادهایی از عشق و معنویت استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و عشق ممکن است نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فرهنگ داشته باشد.
شماره ۸۰۲ - چگونه زمزمه ای در چمن به کام کنم
چگونه زمزمه ای در چمن به کام کنم
که موج لاله و گل را خیال دام کنم ۱
خوش آن که غارت مستان شود چمن، تا من
گلی برم به اسیری، پیاله نام کنم! ۲
کجاست تاب تغافل زدن مرا به بتی
که در نماز اگر بینمش، سلام کنم! ۳
به دوست یک سخنم هست و بی سرایت نیست
اگر نصیب شود کاین سخن تمام کنم ۴
وصال دختر رز را نمی کنم پنهان
حلال را ز چه بر خویشتن حرام کنم ۵
گرفته شوق عنانم سلیم و نگذارد
چو آفتاب به یک جا دمی مقام کنم ۶
که موج لاله و گل را خیال دام کنم ۱
خوش آن که غارت مستان شود چمن، تا من
گلی برم به اسیری، پیاله نام کنم! ۲
کجاست تاب تغافل زدن مرا به بتی
که در نماز اگر بینمش، سلام کنم! ۳
به دوست یک سخنم هست و بی سرایت نیست
اگر نصیب شود کاین سخن تمام کنم ۴
وصال دختر رز را نمی کنم پنهان
حلال را ز چه بر خویشتن حرام کنم ۵
گرفته شوق عنانم سلیم و نگذارد
چو آفتاب به یک جا دمی مقام کنم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۱ - در قفس از هر نسیمی عیش گلشن می کنم
گوهر بعدی:شماره ۸۰۳ - صبح چون میل تماشای گلستان می کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.