خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات و وضعیت روحی شاعر است که خود را مانند مرغی در قفس میداند که با وجود محدودیتها، آرزوها و نالههای درونی دارد. شاعر از عجز و ناتوانی خود سخن میگوید ولی با این حال، امید و همراهی معنوی را در مسیر زندگی احساس میکند. او خود را در دریای زندگی بدون موج و حباب میبیند و همیشه نگاهش به ورطههاست، نه به ساحل.
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی این شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شوند.
شماره ۷۹۴ - ما چو مرغان قفس، زمزمه در دل داریم
ما چو مرغان قفس، زمزمه در دل داریم
در پر و بال زدن عادت بسمل داریم ۱
چون جرس، بیضه ی فولاد به فریاد آید
گر ز لب سر زند آن ناله که در دل داریم ۲
عذر ما گرم روان سستی توفیق بس است
در بیابان طلب، همره کامل داریم ۳
دانه ی خرمن ما بیضه ی مور است تمام
دل ما خوش که درین مزرعه حاصل داریم ۴
ما درین بحر نه موج و نه حبابیم سلیم
چشم بر ورطه همیشه، نه به ساحل داریم ۵
در پر و بال زدن عادت بسمل داریم ۱
چون جرس، بیضه ی فولاد به فریاد آید
گر ز لب سر زند آن ناله که در دل داریم ۲
عذر ما گرم روان سستی توفیق بس است
در بیابان طلب، همره کامل داریم ۳
دانه ی خرمن ما بیضه ی مور است تمام
دل ما خوش که درین مزرعه حاصل داریم ۴
ما درین بحر نه موج و نه حبابیم سلیم
چشم بر ورطه همیشه، نه به ساحل داریم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹۳ - هلال عیدم و ترک کلاه خورشیدم
گوهر بعدی:شماره ۷۹۵ - لب مبند از ناله، می دانم جفا داری سلیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.