خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاشقانه خود میگوید. او از شراب و مینوشی به عنوان نمادی از غم و جنون یاد میکند و احساس تنهایی و بیفایدهبودن را بیان میکند. همچنین، از عشق ناکام و داغدیده سخن میگوید و خود را مانند بلبلی در باغ توصیف میکند که تنها از درد عشق میسراید.
این متن شامل مضامین عاشقانهی عمیق و غمگین است و استفاده از نمادهایی مانند شراب و جنون ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۷۷۳ - تکلیف شراب است نمک ریزی داغم
تکلیف شراب است نمک ریزی داغم
برگردن پیمانه ی می، خون ایاغم ۱
پیغام جنون می شنوم از لب ساغر
بوی عرق فتنه دهد، می به دماغم ۲
همصحبتی من به کسی سود ندارد
پر زهر بود چون دهن مار، ایاغم ۳
رشکی به گل و سرو درین باغ ندارم
ای لاله ی دلسوخته از داغ تو داغم ۴
دست من و آن زلف گره گیر، که دارد
ویرانه ی من روشنی از دود چراغم ۵
یک غنچه سلیم از چمن وصل نچیده ست
خوشدل به همین است که من بلبل باغم ۶
برگردن پیمانه ی می، خون ایاغم ۱
پیغام جنون می شنوم از لب ساغر
بوی عرق فتنه دهد، می به دماغم ۲
همصحبتی من به کسی سود ندارد
پر زهر بود چون دهن مار، ایاغم ۳
رشکی به گل و سرو درین باغ ندارم
ای لاله ی دلسوخته از داغ تو داغم ۴
دست من و آن زلف گره گیر، که دارد
ویرانه ی من روشنی از دود چراغم ۵
یک غنچه سلیم از چمن وصل نچیده ست
خوشدل به همین است که من بلبل باغم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷۲ - در چمن چون گفتگویی از لب او واکنم
گوهر بعدی:شماره ۷۷۴ - ز لاله و گل این باغ، کی خبر داریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.