خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و عاشقی، بیصبری در عشق، تأثیر احساسات بر طبیعت و تصمیمگیریهای جسورانه میگوید. او از سوزش دل، آه گرم و تبدیل کوه به دریا سخن میگوید و در نهایت به سفر به کابل برای مقابله با دشمن اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ ادبی نیاز دارد. همچنین، اشاره به «سگ» در پایان ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۷۷۲ - در چمن چون گفتگویی از لب او واکنم
در چمن چون گفتگویی از لب او واکنم
می شود می آب اگر چون غنچه در مینا کنم ۱
صبر می گویند پیدا کن مرا در عاشقی
چون ندارم صبر یاران از کجا پیدا کنم ۲
می کند سوز دل من آب، سنگ خاره را
گر برآرم آه گرمی، کوه را دریا کنم ۳
راستی را کرده ام سرمایه ی بازار خود
کار آتش می کند آبی که در کالا کنم ۴
سرکشی در هند با من کرد نفس از بس سلیم
سوی کابل می روم تا با سگش سودا کنم! ۵
می شود می آب اگر چون غنچه در مینا کنم ۱
صبر می گویند پیدا کن مرا در عاشقی
چون ندارم صبر یاران از کجا پیدا کنم ۲
می کند سوز دل من آب، سنگ خاره را
گر برآرم آه گرمی، کوه را دریا کنم ۳
راستی را کرده ام سرمایه ی بازار خود
کار آتش می کند آبی که در کالا کنم ۴
سرکشی در هند با من کرد نفس از بس سلیم
سوی کابل می روم تا با سگش سودا کنم! ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷۱ - به دل شکست تمنای یاری چمنم
گوهر بعدی:شماره ۷۷۳ - تکلیف شراب است نمک ریزی داغم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.