خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود دربارهی غربت، درد، و عشق سخن میگوید. او از تشبیههای زیبایی مانند موج آب، سبزه، و گل استفاده میکند تا حالات درونی خود را بیان کند. همچنین، به مفاهیمی مانند شهادت، رنج، و مستی اشاره میکند که نشاندهندهی عمق احساسات اوست.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارد.
شماره ۷۵۹ - ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم
ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم
به روی سبزه موج آب چون غلتد؟ چنان غلتم ۱
درین وادی که هر نقش قدم سرچشمه ی خضری ست
به خاک از تشنگی تا چند چون ریگ روان غلتم ۲
غریبی آن چنان دارد مهیا برگ عیشم را
که می افتم به روی گل اگر از آشیان غلتم ۳
شکسته رنگی اهل درد را سامان رعنایی ست
چو هندو گر خودآرایی کنم بر زعفران غلتم ۴
به تیغ کوه چون ابر بهاری سینه می مالم
نیم شبنم که گل بستر کنم بر روی آن غلتم ۵
به روی یکدگر مستان چو موج آب می غلتد
بده پیمانه، ای ساقی، که من هم آنچنان غلتم ۶
سلیم از پیکرم جز داغ دل ظاهر نمی گردد
به هر جانب که همچون قرعه زار و ناتوان غلتم ۷
به روی سبزه موج آب چون غلتد؟ چنان غلتم ۱
درین وادی که هر نقش قدم سرچشمه ی خضری ست
به خاک از تشنگی تا چند چون ریگ روان غلتم ۲
غریبی آن چنان دارد مهیا برگ عیشم را
که می افتم به روی گل اگر از آشیان غلتم ۳
شکسته رنگی اهل درد را سامان رعنایی ست
چو هندو گر خودآرایی کنم بر زعفران غلتم ۴
به تیغ کوه چون ابر بهاری سینه می مالم
نیم شبنم که گل بستر کنم بر روی آن غلتم ۵
به روی یکدگر مستان چو موج آب می غلتد
بده پیمانه، ای ساقی، که من هم آنچنان غلتم ۶
سلیم از پیکرم جز داغ دل ظاهر نمی گردد
به هر جانب که همچون قرعه زار و ناتوان غلتم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۸ - خم می هست، چه اندیشه ی محشر دارم
گوهر بعدی:شماره ۷۶۰ - منم که غیر سفر نیست پیشه ی دگرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.