خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که از زیبایی و تأثیر گل و مقایسه آن با حالات انسانی مانند خاموشی، گوش دادن، عشق و رشک سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا، حالات مختلفی را توصیف میکند که در آن گل به عنوان نماد سکوت، عشق و زیبایی عمل میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند عشق و رشک، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۷۴۸ - از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل
از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل
صدزبان چون جمع شد، یک گوش گردد همچو گل ۱
قسمت دل از وصال او بجز خمیازه نیست
پای تا سر گر همه آغوش گردد همچو گل ۲
چشم زخمی حسن او در کار دارد، دور نیست
با خس و خاشاک اگر همدوش گردد همچو گل ۳
غیر مشکل گر تواند از منت پوشیده داشت
آتش حسن تو کی خس پوش گردد همچو گل ۴
رشک می آید مرا بر آن که در گلشن سلیم
ساغی بر سر کشد، بیهوش گردد همچو گل ۵
صدزبان چون جمع شد، یک گوش گردد همچو گل ۱
قسمت دل از وصال او بجز خمیازه نیست
پای تا سر گر همه آغوش گردد همچو گل ۲
چشم زخمی حسن او در کار دارد، دور نیست
با خس و خاشاک اگر همدوش گردد همچو گل ۳
غیر مشکل گر تواند از منت پوشیده داشت
آتش حسن تو کی خس پوش گردد همچو گل ۴
رشک می آید مرا بر آن که در گلشن سلیم
ساغی بر سر کشد، بیهوش گردد همچو گل ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۷ - همچو آتش داردم ایام در زندان سنگ
گوهر بعدی:شماره ۷۴۹ - دارم دلی همچون جرس، پیوسته نالان در بغل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.