خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از سختیهای زندگی و مقاومت در برابر مشکلات سخن میگوید. شاعر از تشبیههایی مانند آتش، سنگ، و آب برای بیان رنجها و صبر خود استفاده میکند. همچنین، اشارهای به یادآوری خاطرات و تأثیر آن بر روحیه دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۷۴۷ - همچو آتش داردم ایام در زندان سنگ
همچو آتش داردم ایام در زندان سنگ
می توان گفتن ز جان سختی تنم را کان سنگ ۱
چون لب جو سخت گیرد کار هرکس را جهان
از برای آب خوردن بایدش دندان سنگ ۲
از نصیحت چند اصلاح دل سختش کنم
همچو موج آب باشم تا به کی سوهان سنگ ۳
یاد قزوین در دلم بگذشت و از هندوستان
شیشه ام میدان کشید و جست تا میدان سنگ ۴
افکند تا بر بساط شیشه ی دلها سلیم
آسمان همچون فلاخن می شود قربان سنگ ۵
می توان گفتن ز جان سختی تنم را کان سنگ ۱
چون لب جو سخت گیرد کار هرکس را جهان
از برای آب خوردن بایدش دندان سنگ ۲
از نصیحت چند اصلاح دل سختش کنم
همچو موج آب باشم تا به کی سوهان سنگ ۳
یاد قزوین در دلم بگذشت و از هندوستان
شیشه ام میدان کشید و جست تا میدان سنگ ۴
افکند تا بر بساط شیشه ی دلها سلیم
آسمان همچون فلاخن می شود قربان سنگ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۶ - می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک
گوهر بعدی:شماره ۷۴۸ - از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.