خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، دلشکستگی و پریشانی روحی سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق گلایه دارد و از دیگران میخواهد تا از دردهایش بپرسند. او همچنین به مفاهیمی مانند امید دراز (طول امل) و اسارت عشق اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و روانشناختی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات مانند «خون خود را میخورم» نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۸۹ - از دل آشفتگان شرح پریشانی بپرس
از دل آشفتگان شرح پریشانی بپرس
گر سراغ سیل می گیری، ز ویرانی بپرس ۱
گرچه او احوال من هرگز نپرسید از صبا
از من آن بی مهر را چندان که بتوانی بپرس ۲
شانه می آید به کار زلف در آشفتگی
آشنایان را در ایام پرشانی بپرس ۳
می روم از کویت، اما خون خود را می خورم
گر ز من باور نداری، از پشیمانی بپرس ۴
در جهان هر لحظه افزون می شود طول امل
معنی این نکته را از موی زندانی بپرس ۵
خانه زاد دودمان زلف خوبانم سلیم
با محبت نسبت من گر نمی دانی بپرس ۶
گر سراغ سیل می گیری، ز ویرانی بپرس ۱
گرچه او احوال من هرگز نپرسید از صبا
از من آن بی مهر را چندان که بتوانی بپرس ۲
شانه می آید به کار زلف در آشفتگی
آشنایان را در ایام پرشانی بپرس ۳
می روم از کویت، اما خون خود را می خورم
گر ز من باور نداری، از پشیمانی بپرس ۴
در جهان هر لحظه افزون می شود طول امل
معنی این نکته را از موی زندانی بپرس ۵
خانه زاد دودمان زلف خوبانم سلیم
با محبت نسبت من گر نمی دانی بپرس ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۸ - مگذر ز می، ز باطن اهل صفا بترس
گوهر بعدی:شماره ۶۹۰ - راه شوقی نسپردم افسوس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.