خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که با استفاده از استعارهها و کنایههای مختلف، مخاطب را به ترس از خدا، دوری از غفلت و توجه به خطرات پنهان زندگی دعوت میکند. شاعر از عناصر طبیعی مانند بهار و خزان، و همچنین نمادهایی مانند جغد و هما برای انتقال پیام خود استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۸۸ - مگذر ز می، ز باطن اهل صفا بترس
مگذر ز می، ز باطن اهل صفا بترس
فصل بهار توبه مکن، از خدا بترس! ۱
ایام در شکستن دل ها بهانه جوست
داری چو گل به کف، ز خزان حنا بترس ۲
در کار سعد و نحس غلط کرده روزگار
از جغد نیست تفرقه ای، از هما بترس ۳
تا کی کنی شکایت او پیش مردمان
ای دیده آخر از نمک توتیا بترس ۴
خوش غافلی ز آفت دور فلک سلیم
ای دانه چشم باز کن از آسیا بترس ۵
فصل بهار توبه مکن، از خدا بترس! ۱
ایام در شکستن دل ها بهانه جوست
داری چو گل به کف، ز خزان حنا بترس ۲
در کار سعد و نحس غلط کرده روزگار
از جغد نیست تفرقه ای، از هما بترس ۳
تا کی کنی شکایت او پیش مردمان
ای دیده آخر از نمک توتیا بترس ۴
خوش غافلی ز آفت دور فلک سلیم
ای دانه چشم باز کن از آسیا بترس ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۷ - ای خوش آن سروری که از ناموس
گوهر بعدی:شماره ۶۸۹ - از دل آشفتگان شرح پریشانی بپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.