خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از استعارهها و تصاویر شاعرانه برای بیان احساسات عمیق مانند عشق، ناامیدی و درماندگی استفاده میکند. شاعر از عناصری مانند سنگ ریزه، عنکبوت، لیلی و مجنون برای بیان مفاهیم انتزاعی بهره میبرد و بر ناتوانی در تسلی خاطر و درمان زخمهای عاطفی تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و درماندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۶۲۱ - هر سنگ ریزه، طور تجلی نمی شود
هر سنگ ریزه، طور تجلی نمی شود
هر عنکبوت، ناقه ی لیلی نمی شود ۱
ایمن بود ز هر خللی جوهر سخن
مضمون تازه، کهنه چون دعوی نمی شود ۲
جام شراب و سیر گلستان چه فایده
خاطر به هیچ بی تو تسلی نمی شود ۳
عیسی اراده داشت که اصلاح آن کند
خندید زخم تیغ تو، یعنی نمی شود! ۴
کار مرا حواله به مژگان او کنید
زخمم رفو به سوزن عیسی نمی شود ۵
یارب چه حالت است که مجنون سلیم شد
بیگانه از جهان و ز لیلی نمی شود ۶
هر عنکبوت، ناقه ی لیلی نمی شود ۱
ایمن بود ز هر خللی جوهر سخن
مضمون تازه، کهنه چون دعوی نمی شود ۲
جام شراب و سیر گلستان چه فایده
خاطر به هیچ بی تو تسلی نمی شود ۳
عیسی اراده داشت که اصلاح آن کند
خندید زخم تیغ تو، یعنی نمی شود! ۴
کار مرا حواله به مژگان او کنید
زخمم رفو به سوزن عیسی نمی شود ۵
یارب چه حالت است که مجنون سلیم شد
بیگانه از جهان و ز لیلی نمی شود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۰ - از بس که مرا بخت زبون شور برآمد
گوهر بعدی:شماره ۶۲۲ - به یاد زلفت از هر سینه بوی مشک می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.