خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنجهای آن میگوید و خود را در مقایسه با دیگران سرگردانتر و درماندهتر میداند. او به افرادی که در باغ و بستان زندگی میکنند یا خرمنی دارند، اشاره میکند و از درد عشق و نداشتن غمخوار مینالد. همچنین، به رفتارهای مختلف افراد در مواجهه با عشق اشاره میکند و از مقایسه خود با شخصیتهای افسانهای مانند فرهاد و شیرین سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اشارات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۶۹ - نه جا در باغ و بستانی، نه ره در گلشنی دارند
نه جا در باغ و بستانی، نه ره در گلشنی دارند
بنازم خرقه پوشان را که پرگل دامنی دارند ۱
به درد عشق غمخواری ندارم، خرم آن جمعی
که گر خاری رود در پای ایشان، سوزنی دارند ۲
ز مرغ و مور سرگردان تر و عاجزترم در عشق
که مرغان باغ و بستانی و موران خرمنی دارند ۳
بساط باغ را ای باغبان گلچین به دامن برد
چه شد انصاف، اسیران دگر هم دامنی دارند ۴
یکی نالد چو بلبل، دیگری رقصد چو شاخ گل
ببین ای توبه، می خواران چه بشکن بشکنی دارند ۵
سلیم از قصه ی فرهاد و شیرین چند می گویی
به کار عاشقی امروز خوبان چون منی دارند ۶
بنازم خرقه پوشان را که پرگل دامنی دارند ۱
به درد عشق غمخواری ندارم، خرم آن جمعی
که گر خاری رود در پای ایشان، سوزنی دارند ۲
ز مرغ و مور سرگردان تر و عاجزترم در عشق
که مرغان باغ و بستانی و موران خرمنی دارند ۳
بساط باغ را ای باغبان گلچین به دامن برد
چه شد انصاف، اسیران دگر هم دامنی دارند ۴
یکی نالد چو بلبل، دیگری رقصد چو شاخ گل
ببین ای توبه، می خواران چه بشکن بشکنی دارند ۵
سلیم از قصه ی فرهاد و شیرین چند می گویی
به کار عاشقی امروز خوبان چون منی دارند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۸ - اهل عالم که ز اقبال هما می گویند
گوهر بعدی:شماره ۵۷۰ - مطرب این مجلس امشب راه دل ها می زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.