خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق شدید و بیقراری سخن میگوید. شاعر از اسارت در عشق، تشنگی معنوی، و ناتوانی در رسیدن به معشوق میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند دین، کعبه، و طبیعت (مانند موج، گلشن، و بنفشه) دارد که بر جنبههای عرفانی و روحانی شعر میافزاید.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۶۷ - اسیر عشق از کف ساغر خوناب نگذارد
اسیر عشق از کف ساغر خوناب نگذارد
بمیرد تشنه و چون موج لب بر آب نگذارد ۱
بتی شد رهزن دینم که چون در ترکتاز آید
به کعبه غارت ابروی او محراب نگذارد ۲
به تقریبی برآمد هرکه در هندوستان افتاد
خدا کشتی ما را هم درین گرداب نگذارد ۳
درین گلشن ز بس خدمت زخدمتکار می خواهند
بنفشه باغبان را چون مگس در خواب نگذارد ۴
سلیم از موج اشک خود خطر چون خاروخس دارم
چه شد برقی که ما را در ره سیلاب نگذارد ۵
بمیرد تشنه و چون موج لب بر آب نگذارد ۱
بتی شد رهزن دینم که چون در ترکتاز آید
به کعبه غارت ابروی او محراب نگذارد ۲
به تقریبی برآمد هرکه در هندوستان افتاد
خدا کشتی ما را هم درین گرداب نگذارد ۳
درین گلشن ز بس خدمت زخدمتکار می خواهند
بنفشه باغبان را چون مگس در خواب نگذارد ۴
سلیم از موج اشک خود خطر چون خاروخس دارم
چه شد برقی که ما را در ره سیلاب نگذارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۶ - یاد روی او کتانم را لباس ماه کرد
گوهر بعدی:شماره ۵۶۸ - اهل عالم که ز اقبال هما می گویند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.