خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر به موضوعاتی مانند عشق، دوری، فراموشی، و نیاز به باده برای فراموشی دردها میپردازد. شاعر از رازهای عشق، نالههای درونی، و آرزوی بیهوشی برای رهایی از رنج سخن میگوید. همچنین، تأکید دارد که نباید آنقدر شراب نوشید که باعث فراموشی کامل شود.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی، اشاره به مصرف شراب و مستی، و مضامین پیچیدهای است که برای درک کامل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد.
شماره ۵۱۰ - مشکل که یاد ما به قدح نوشی آورد
مشکل که یاد ما به قدح نوشی آورد
دوری ست نشأه ای که فراموشی آورد ۱
رازی ست راز عشق که با هم دو گوش را
همچون کمان حلقه به سرگوشی آورد ۲
از ناله در خمار به تنگ آمدم، کجاست
یک سرمه دان شراب که خاموشی آورد ۳
تا هوش هست در سر من، گریه می کنم
کو یک دو جام باده که بیهوشی آورد ۴
یک حرف نشنوی زمن و غیر سوی خویش
گوش ترا گرفته به سرگوشی آورد ۵
بر یاد ما پیاله بنوشید همدمان
اما نه آن قدر که فراموشی آورد ۶
تجرید را ز دست برآید مگر سلیم
کآیینه را برون ز نمدپوشی آورد ۷
دوری ست نشأه ای که فراموشی آورد ۱
رازی ست راز عشق که با هم دو گوش را
همچون کمان حلقه به سرگوشی آورد ۲
از ناله در خمار به تنگ آمدم، کجاست
یک سرمه دان شراب که خاموشی آورد ۳
تا هوش هست در سر من، گریه می کنم
کو یک دو جام باده که بیهوشی آورد ۴
یک حرف نشنوی زمن و غیر سوی خویش
گوش ترا گرفته به سرگوشی آورد ۵
بر یاد ما پیاله بنوشید همدمان
اما نه آن قدر که فراموشی آورد ۶
تجرید را ز دست برآید مگر سلیم
کآیینه را برون ز نمدپوشی آورد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۹ - فلک دایم به قصد مردم وارسته می گردد
گوهر بعدی:شماره ۵۱۱ - بهار رفته ز بس دلپذیر می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.