خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از گریههای فراوان، سوختگی دل و تأثیر آتش عشق بر زندگی خود میگوید. همچنین، به زیباییهای عشق و تأثیر آن بر روح و روان اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و سوختگی نیاز به درک بالاتری از زندگی و عواطف انسانی دارد.
شماره ۴۶۸ - ز گریه گشت مرا دیده ی خراب سفید
ز گریه گشت مرا دیده ی خراب سفید
به رنگ گل که شود در میان آب سفید ۱
برابری به مه من نمی کند هرگز
چنین خوش است ادب، روی آفتاب سفید! ۲
صفای سوختگی بین و فیض آتش عشق
که چون نمک شده خاکستر کباب سفید ۳
ز تاب آتش می بس که چهره اش افروخت
به پیش او نتواند شدن نقاب سفید ۴
ز بس که بی تو سیه دید روزگار مرا
ز گریه شد مژه در چشم آفتاب سفید ۵
کنند اهل محبت ز فیض عشق سلیم
کتان خویش به صابون ماهتاب سفید ۶
به رنگ گل که شود در میان آب سفید ۱
برابری به مه من نمی کند هرگز
چنین خوش است ادب، روی آفتاب سفید! ۲
صفای سوختگی بین و فیض آتش عشق
که چون نمک شده خاکستر کباب سفید ۳
ز تاب آتش می بس که چهره اش افروخت
به پیش او نتواند شدن نقاب سفید ۴
ز بس که بی تو سیه دید روزگار مرا
ز گریه شد مژه در چشم آفتاب سفید ۵
کنند اهل محبت ز فیض عشق سلیم
کتان خویش به صابون ماهتاب سفید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۷ - ای به خورشید سیاهی زده از روی سفید
گوهر بعدی:شماره ۴۶۹ - چشم توام ز هوش تهیدست می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.