خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر غم و اندوه شاعر از ناملایمات زندگی، جفای زمانه و دوری از معشوق است. او از شکست عاطفی، ناامیدی و تنهایی خود مینالد و جهان را ناعادلانه میداند. همچنین، به زیباییهای طبیعت مانند بهار و گل اشاره میکند، اما آنها را با درد خود مقایسه میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه، فلسفی و اجتماعی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه کافی از زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند جفای زمانه و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۵۶ - ز می به آب فتادن مرا زیان دارد
ز می به آب فتادن مرا زیان دارد
شکسته رنگی من بار زعفران دارد ۱
بهار آمد و بی گل شراب نتوان خورد
کلید میکده را نیز باغبان دارد ۲
بود به قصد دلم زلف صیدبند ترا
ز شانه ترکش تیری که در میان دارد ۳
جهان خراب شود گر سری زنم به زمین
جفای چرخ مرا بس که سرگران دارد! ۴
هوای نفس کزو جغد خسته می نالد
هما هم از اثرش درد استخوان دارد ۵
غریب جانوری همچو من ندیده کسی
سلیم گر همه عنقاست، آشیان دارد ۶
شکسته رنگی من بار زعفران دارد ۱
بهار آمد و بی گل شراب نتوان خورد
کلید میکده را نیز باغبان دارد ۲
بود به قصد دلم زلف صیدبند ترا
ز شانه ترکش تیری که در میان دارد ۳
جهان خراب شود گر سری زنم به زمین
جفای چرخ مرا بس که سرگران دارد! ۴
هوای نفس کزو جغد خسته می نالد
هما هم از اثرش درد استخوان دارد ۵
غریب جانوری همچو من ندیده کسی
سلیم گر همه عنقاست، آشیان دارد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۵ - تنها من ضعیف ندارم بدن کبود
گوهر بعدی:شماره ۴۵۷ - همچو مرغ از دست من پیمانه ی مل می پرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.