خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، تغافل، طبیعت و مفاهیم عرفانی سخن میگوید. شاعر از عاشقی خاموش، طبیعتِ پر گل، توکل به خدا، و مرگ و زندگی میگوید. تصاویری مانند طوطی و بلبل، غنچه و گل، و خس و خار به کار رفتهاند تا مفاهیم عمیقتری را بیان کنند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند مرگ و زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۵۴ - عاشق پرشکوه خاموش از تغافل می شود
عاشق پرشکوه خاموش از تغافل می شود
طوطی از آیینه چون رو دید، بلبل می شود ۱
فارغ از زخم خس و خاریم کز فیض چمن
دامنت ما خود به خود چون غنچه پر گل می شود ۲
دست و پایی زن، که نبود در شمار زندگان
هرکه چون من نقش دیوار توکل می شود ۳
حاصل سرمایه ی خاشاک معلوم است چیست
در گلستانی که سودا با زر گل می شود ۴
عاشقان دارند غوغا در شهادتگاه عشق
فتنه ها در خیل شاهان بر سر پل می شود ۵
بعد مردن، از پریشانی به خاک من سلیم
تخم هر گل را که افشانند، سنبل می شود ۶
طوطی از آیینه چون رو دید، بلبل می شود ۱
فارغ از زخم خس و خاریم کز فیض چمن
دامنت ما خود به خود چون غنچه پر گل می شود ۲
دست و پایی زن، که نبود در شمار زندگان
هرکه چون من نقش دیوار توکل می شود ۳
حاصل سرمایه ی خاشاک معلوم است چیست
در گلستانی که سودا با زر گل می شود ۴
عاشقان دارند غوغا در شهادتگاه عشق
فتنه ها در خیل شاهان بر سر پل می شود ۵
بعد مردن، از پریشانی به خاک من سلیم
تخم هر گل را که افشانند، سنبل می شود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۳ - بلبل ما ناله بر آهنگ غربت ساز کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۵۵ - تنها من ضعیف ندارم بدن کبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.