خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، تشنگی معنوی، و نیاز به هدایت میپردازد. شاعر از زبان تشنگان و جویندگان راه، از نیاز به عشق و معنویت سخن میگوید و به ناتوانی برخی راهنمایان در درک نیاز واقعی آنان اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۴۳۴ - به کوی عشق، دل دادخواه می خواهند
به کوی عشق، دل دادخواه می خواهند
چو آفتاب، سر بی کلاه می خواهند ۱
به چشمه خضر سراغم دهد، نمی داند
که تشنگان ذقن، آب چاه می خواهند ۲
ز ناز و غمزه در آن چشم هرچه خواهی هست
ولی چه سود، اسیران نگاه می خواهند ۳
به حال خضر ازین رهروانم آید رحم
که آب می دهد و نان راه می خواهند ۴
دلی چو زاغ طلب کن به عزم گلشن هند
که رونما ز تو مرغ سیاه می خواهند ۵
سلیم داغ نهان فاش کن به دعوی عشق
که منکران محبت گواه می خواهند ۶
چو آفتاب، سر بی کلاه می خواهند ۱
به چشمه خضر سراغم دهد، نمی داند
که تشنگان ذقن، آب چاه می خواهند ۲
ز ناز و غمزه در آن چشم هرچه خواهی هست
ولی چه سود، اسیران نگاه می خواهند ۳
به حال خضر ازین رهروانم آید رحم
که آب می دهد و نان راه می خواهند ۴
دلی چو زاغ طلب کن به عزم گلشن هند
که رونما ز تو مرغ سیاه می خواهند ۵
سلیم داغ نهان فاش کن به دعوی عشق
که منکران محبت گواه می خواهند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۳ - می گریزد خوابم از جایی که مخمل می برند
گوهر بعدی:شماره ۴۳۵ - قفس ترا چو خوش افتاد به ز باغ بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.