خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عناصر طبیعت مانند شراب، چشم، سیل، سنگ، گل و باغبان برای بیان احساسات و مفاهیم عمیق استفاده میکند. شعر به موضوعاتی مانند عشق، صبر، انتظار و ارتباط با طبیعت میپردازد و با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، مفاهیم را منتقل میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شراب و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۴۳۰ - خراب لعل لبت کی شراب می گیرد
خراب لعل لبت کی شراب می گیرد
که چشم را نمک او چو خواب می گیرد ۱
خروش سیل سرشک مرا علاجی نیست
ز سنگ سرمه کی آواز آب می گیرد؟ ۲
صبا چو وصف می و می فروش با گل کرد
به خنده گفت که آیا کتاب می گیرد؟ ۳
چو گل ز پرورشم باغبان زیان نکند
که آب می دهد، از من گلاب می گیرد ۴
سلیم آنکه چو موسی به حرف گستاخ است
ز کوه مطلب خود را جواب می گیرد ۵
که چشم را نمک او چو خواب می گیرد ۱
خروش سیل سرشک مرا علاجی نیست
ز سنگ سرمه کی آواز آب می گیرد؟ ۲
صبا چو وصف می و می فروش با گل کرد
به خنده گفت که آیا کتاب می گیرد؟ ۳
چو گل ز پرورشم باغبان زیان نکند
که آب می دهد، از من گلاب می گیرد ۴
سلیم آنکه چو موسی به حرف گستاخ است
ز کوه مطلب خود را جواب می گیرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۹ - چون در دلش ز لعل تو اندیشه بگذرد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۱ - کامم ز جهان گوهر نایاب برآمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.