خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج عشق و محرومیت سخن میگوید. شاعر از دلهای شکسته، اشکهای بیپایان، و عشقی ناکام یاد میکند که مانند مجنون و بلبل، در آتش فراق میسوزد. همچنین، اشارهای به مبارزه و پایداری در برابر مشکلات دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، همراه با اشاره به رنج و محرومیت، برای درک بهتر نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۷۹ - آن کس که ز آسوده دلی رنگ برآرد
آن کس که ز آسوده دلی رنگ برآرد
گر شیشه گذارد به بغل، سنگ برآرد ۱
نقصان ز نم اشک نباشد دل ما را
از آب خود آیینه کجا زنگ برآرد؟ ۲
چون لاله، سیه خانه شود چشمه ی آتش
زان آه که مجنون ز دل تنگ برآرد ۳
فریاد ز محرومی بلبل که رخ او
نگذاشت که یک گل به چمن رنگ برآرد ۴
مشکل که کسی زنده بماند به دو عالم
مژگان تو چون تیغ پی جنگ برآرد ۵
آسان نتوان برد سلیم از کف ما دل
دیوانه نخواهد ز بغل سنگ برآرد ۶
گر شیشه گذارد به بغل، سنگ برآرد ۱
نقصان ز نم اشک نباشد دل ما را
از آب خود آیینه کجا زنگ برآرد؟ ۲
چون لاله، سیه خانه شود چشمه ی آتش
زان آه که مجنون ز دل تنگ برآرد ۳
فریاد ز محرومی بلبل که رخ او
نگذاشت که یک گل به چمن رنگ برآرد ۴
مشکل که کسی زنده بماند به دو عالم
مژگان تو چون تیغ پی جنگ برآرد ۵
آسان نتوان برد سلیم از کف ما دل
دیوانه نخواهد ز بغل سنگ برآرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۸ - چشم من ناز توتیا نکشد
گوهر بعدی:شماره ۳۸۰ - عشق دل ها را به آن زلف چو سنبل می دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.