خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و دلتنگی برای معشوق سخن میگوید. شاعر از دوری و فراق شکایت دارد و احساسات خود را با تصاویری مانند زلف معشوق، ابروی او و اشکهایش بیان میکند. او آرزوی بازگشت به وطن و دیدار معشوق را دارد، اما همچون مجنون ناامید است. شعر با توصیف حالات عاشقانه و احساسی پایان مییابد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل فهم نباشد.
شماره ۳۲۷ - از خم زلفش دلم با آه و افغان بازگشت
از خم زلفش دلم با آه و افغان بازگشت
مدتی در هند بود، آخر پریشان بازگشت ۱
از غضب هرگاه زد بر گوشه ی ابرو گره
آهم از نزدیک لب، اشکم ز مژگان بازگشت ۲
از غریبی، دولتی باشد، اگر سوی وطن
بار دیگر همچو عمر رفته بتوان بازگشت ۳
همچو مجنون کو رود از کوی لیلی ناامید
دستم از دامان او سوی گریبان بازگشت ۴
جستجوی ماه نو نظاره ات بسیار کرد
سوی ابروی تو آخر همچو مژگان بازگشت ۵
من مقیم وصل و یاران رانده ی محفل سلیم
هرچه بر من خواستند آن بر حریفان بازگشت ۶
مدتی در هند بود، آخر پریشان بازگشت ۱
از غضب هرگاه زد بر گوشه ی ابرو گره
آهم از نزدیک لب، اشکم ز مژگان بازگشت ۲
از غریبی، دولتی باشد، اگر سوی وطن
بار دیگر همچو عمر رفته بتوان بازگشت ۳
همچو مجنون کو رود از کوی لیلی ناامید
دستم از دامان او سوی گریبان بازگشت ۴
جستجوی ماه نو نظاره ات بسیار کرد
سوی ابروی تو آخر همچو مژگان بازگشت ۵
من مقیم وصل و یاران رانده ی محفل سلیم
هرچه بر من خواستند آن بر حریفان بازگشت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۶ - حسن با مهر و وفا بیگانه است
گوهر بعدی:شماره ۳۲۸ - آن قدر سوزی که خواهد شعله با آه من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.