این متن شعری است که از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. شاعر بیان میکند که حسن (زیبایی) با مهر و وفا بیگانه است و هر که عاشق شود، دیوانه میشود. او از دوری یاران و احساس تنهایی در گلشن زندگی خود مینالد و اشاره میکند که در غیاب معشوق، حتی طبیعت نیز خزانزده است. شاعر همچنین به رازهای ناگفته عالم و افسانههای ناتمام اشاره میکند و در پایان، از محبت و خاموشی در عشق سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به دیوانگی و احساسات شدید عاشقانه ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۳۲۶ - حسن با مهر و وفا بیگانه است
هر که عاشق می شود، دیوانه است ۱
نیست بی یاران هوای گلشنم
باغبان فصل خزان در خانه است ۲
بی لب میگون او در انجمن
شیشه سرگردان تر از پیمانه است ۳
حسن بهر عشقبازان قحط نیست
هر که شمعی دارد از پروانه است ۴
راز عالم را به پایان کس نبرد
گوش ما بر آخر افسانه است ۵
در محبت مهر خاموشی سلیم
بر لب من قفل آتشخانه است ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.