خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای درونی خود میگوید و بیان میکند که دیگر نشاط و شادی گذشته را ندارد. او مانند پروانه بیپروا به سمت آتش میرود و از سوختن نمیهراسد. عشق او را به راهی کشانده که مانند سیل از پل صراط میگذرد و دیگر به عیوب خود توجهی ندارد. او در نهایت از سرنوشت خود گلایه میکند که به جای نشاط، زعفران شده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و حزنآلود است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۲۷۶ - شکسته خاطرم و رغبت نشاطم نیست
شکسته خاطرم و رغبت نشاطم نیست
دماغ صحبت و سودای اختلاطم نیست ۱
زنم بر آتش و از سوختن نیندیشم
به کار خویش چو پروانه احتیاطم نیست ۲
کشم برون ز جهان انتظار راهروان
غبار قافله ام، کار در رباطم نیست ۳
رهی نمود به صحرای حشر، عشق مرا
که همچو سیل گذر بر پل صراطم نیست ۴
ز عیب خویش چو طاووس چون شوم غافل؟
درین چمن که جز آیینه در بساطم نیست ۵
چه طالع است درین بوستان سلیم مرا
که زعفران شدم و رنگی از نشاطم نیست ۶
دماغ صحبت و سودای اختلاطم نیست ۱
زنم بر آتش و از سوختن نیندیشم
به کار خویش چو پروانه احتیاطم نیست ۲
کشم برون ز جهان انتظار راهروان
غبار قافله ام، کار در رباطم نیست ۳
رهی نمود به صحرای حشر، عشق مرا
که همچو سیل گذر بر پل صراطم نیست ۴
ز عیب خویش چو طاووس چون شوم غافل؟
درین چمن که جز آیینه در بساطم نیست ۵
چه طالع است درین بوستان سلیم مرا
که زعفران شدم و رنگی از نشاطم نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۵ - مرا کی از سبوی می گزیر است
گوهر بعدی:شماره ۲۷۷ - ایام بهار است و گلی در چمنم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.