این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از دوری از معشوق و تأثیرات این دوری بر دلش سخن میگوید. او از یار خود به عنوان مونس خوب و بد یاد میکند و احساس میکند که با وجود دوری فیزیکی، معشوق نزدیک است. شاعر از خیال طرههای معشوق و تأثیر آن بر تاریکی دلش میگوید و در ادامه به مفاهیمی مانند تقدیر، رنج، و الفت دل با معشوق اشاره میکند. در پایان، شاعر هشدار میدهد که رشته ارتباط با معشوق باریک است و باید مراقب بود.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۶۲ - یار ما مونس بد و نیک است
ما چه دوریم و او چه نزدیک است ۱
دل من از خیال طره ی او
همچو پای چراغ، تاریک است ۲
در سر کوی او یقینم شد
که فلک نیز از مفالیک است ۳
کشت قسمت مرا که بر دهقان
آب باریک، رنج باریک است ۴
الفت دل به چشم مست بتان
آشنایی ترک و تاجیک است ۵
کمرش را سلیم تنگ مگیر
باخبر باش، رشته باریک است ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.