خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و محبت سوزان، انتظار و غم ناشی از آن، و مقایسههای شاعرانه مانند تشنگی از عشق و مرگ با زندگی تلخ سخن میگوید. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند کعبه و محراب دارد و در پایان، شاعر از مینوشی و شادی در کنار غم عشق یاد میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مفاهیم مرتبط با آن، مناسبتر است که برای سنین بالاتر ارائه شود.
شماره ۲۵۲ - سوختن از تب سوزان محبت تابی ست
سوختن از تب سوزان محبت تابی ست
تشنگی از چمن عشق، گل سیرابی ست ۱
انتظار غمی از هر طرفی دارد دل
چشم ویرانه ز هر سو به ره سیلابی ست ۲
کعبه هرچند که محراب ندارد، اما
بر سر کوی تو هر نقش قدم محرابی ست ۳
از جهان دل به غم عشق تو الفت دارد
همچو دیوانه که همصحبت گلخن تابی ست ۴
زاهد امشب سر پیمانه کشیدن داریم
قیمت شمع به می ده، که عجب مهتابی ست! ۵
در غم عشق ز مردن مکن اندیشه سلیم
مرگ با زندگی تلخ تو شکرخوابی ست ۶
تشنگی از چمن عشق، گل سیرابی ست ۱
انتظار غمی از هر طرفی دارد دل
چشم ویرانه ز هر سو به ره سیلابی ست ۲
کعبه هرچند که محراب ندارد، اما
بر سر کوی تو هر نقش قدم محرابی ست ۳
از جهان دل به غم عشق تو الفت دارد
همچو دیوانه که همصحبت گلخن تابی ست ۴
زاهد امشب سر پیمانه کشیدن داریم
قیمت شمع به می ده، که عجب مهتابی ست! ۵
در غم عشق ز مردن مکن اندیشه سلیم
مرگ با زندگی تلخ تو شکرخوابی ست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۱ - پایه ی نعش مرا یار من از جا برداشت
گوهر بعدی:شماره ۲۵۳ - غیر بدگویی اگر خصم پرآشوب نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.