خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاطفی خود میگوید. او از اضطراب، شکستهای روحی و جسمی، و تأثیرات منفی غرور و دشمنی سخن میگوید. تصاویری مانند شکستن پیاله، شکستن زره، و ویرانی خانه نمادهایی از ناپایداری و رنج هستند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شکست، غرور و رنج نیاز به تجربه و درک بیشتری دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۲۴۰ - خمار وصل، دلم را ز اضطراب شکست
خمار وصل، دلم را ز اضطراب شکست
ز موج رعشه به کف ساغر شراب شکست ۱
پیاله از کف دشمن مگیر، رحمی کن
که استخوان به تن من ز پیچ و تاب شکست ۲
مباش در پی نخوت، نگاه کن که چه دید
چو از غرور، کله گوشه را حباب شکست ۳
شکستگی زرهی داده شبنم ما را
که از سرایت آن، تیغ آفتاب شکست ۴
ز جای رفت دل من ز نام گریه سلیم
بنای خانه ی ما از صدای آب شکست ۵
ز موج رعشه به کف ساغر شراب شکست ۱
پیاله از کف دشمن مگیر، رحمی کن
که استخوان به تن من ز پیچ و تاب شکست ۲
مباش در پی نخوت، نگاه کن که چه دید
چو از غرور، کله گوشه را حباب شکست ۳
شکستگی زرهی داده شبنم ما را
که از سرایت آن، تیغ آفتاب شکست ۴
ز جای رفت دل من ز نام گریه سلیم
بنای خانه ی ما از صدای آب شکست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۹ - هما! نصیب تو از من چنان که خواهی نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۴۱ - سینه ریشان ترا تیغ شهادت مرهم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.