خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که به موضوعات مختلفی مانند گذر زمان، میگساری، عرفان، هشدار درباره نفس اماره، و پذیرش تقدیر میپردازد. شاعر از تصاویر نمادین مانند می، گل، و خانههای دیر و حرم استفاده میکند تا مفاهیم عمیقتری را بیان کند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به میگساری دارد که مناسب گروههای سنی پایین نیست.
شماره ۲۳۸ - بنای توبه ز ابر بهار در خلل است
بنای توبه ز ابر بهار در خلل است
می دوآتشه عمر دوباره را بدل است ۱
ز شام تا دم صبح است وقت می خوردن
میان روز، بط می خروس بی محل است ۲
کجاست ساغر می تا مرا کند بلبل
برای مرغ چمن، گل سفینه ی غزل است ۳
به سوی دیر و حرم خضر گو دلیل مباش
مرا که همچو کمان این دو خانه در بغل است ۴
ز نفس خود مشو ایمن، که اعتمادی نیست
به خانه زادی آن توسنی که بدعمل است ۵
کرم ز غیرت هم می کنند اهل جهان
که رعشه سلسله جنبان پنجه های شل است ۶
کدام راز که از دل نمی شود معلوم
کتابخانه ی صاحبدلان چو گل بغل است ۷
چو احتیاج عصا شد، مشو ز خود غافل
ستون بنای کهن را علامت خلل است ۸
به اقتضای قضا، کار خویش را بگذار
که «سعی بیهده پاپوش می درد» مثل است ۹
سلیم پیش اجل برد شکوه ی هجران
خبر نداشت که او خود مصاحب اجل است ۱۰
می دوآتشه عمر دوباره را بدل است ۱
ز شام تا دم صبح است وقت می خوردن
میان روز، بط می خروس بی محل است ۲
کجاست ساغر می تا مرا کند بلبل
برای مرغ چمن، گل سفینه ی غزل است ۳
به سوی دیر و حرم خضر گو دلیل مباش
مرا که همچو کمان این دو خانه در بغل است ۴
ز نفس خود مشو ایمن، که اعتمادی نیست
به خانه زادی آن توسنی که بدعمل است ۵
کرم ز غیرت هم می کنند اهل جهان
که رعشه سلسله جنبان پنجه های شل است ۶
کدام راز که از دل نمی شود معلوم
کتابخانه ی صاحبدلان چو گل بغل است ۷
چو احتیاج عصا شد، مشو ز خود غافل
ستون بنای کهن را علامت خلل است ۸
به اقتضای قضا، کار خویش را بگذار
که «سعی بیهده پاپوش می درد» مثل است ۹
سلیم پیش اجل برد شکوه ی هجران
خبر نداشت که او خود مصاحب اجل است ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۷ - از سایه ی تو سبز سر خاک من بس است
گوهر بعدی:شماره ۲۳۹ - هما! نصیب تو از من چنان که خواهی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.