خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از خالی (شاید خال روی صورت) که او را عاجز و درمانده کرده است، سخن میگوید. سپس خطی (شاید خطی از مو یا چیزی شبیه به آن) میآید و آن خال را از بین میبرد. خال سیاه بود و باعث رنج شاعر میشد، اما ریش آمد و تمام صورت را مانند خال سیاه کرد.
این متن به دلیل استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد تا بتوان مفاهیم آن را به درستی درک کرد.
رباعی ۳۸ - خالی که مرا عاجز و محتال بکرد
خالی که مرا عاجز و محتال بکرد
خطی برسید و دفع آن خال بکرد ۱
خال سیهش بود که خونم میریخت
ریش آمد و رویش همه چون خال بکرد ۲
خطی برسید و دفع آن خال بکرد ۱
خال سیهش بود که خونم میریخت
ریش آمد و رویش همه چون خال بکرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۷ - هر وقت که بر من آن پسر میگذرد
گوهر بعدی:رباعی ۳۹ - چون بخت به تدبیر نکو نتوان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.