خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مضامین عاشقانه، عرفانی و فلسفی بهره میبرد. شاعر از نارسایی هنر در بیان احساسات، غم و اندوه، عشق بیپاسخ، و ناتوانی عقل در رسیدن به معشوق سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به داستانهای قرآنی مانند یوسف و لقب حمزه دارد که بر عمق معنایی شعر میافزاید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات تاریخی و دینی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۱۲ - نارسایی به هنر در همه جا همراه است
نارسایی به هنر در همه جا همراه است
جامه ی سرو ز موزونی او کوتاه است ۱
قسمتم نیست که از بند غم آزاد شوم
رفت صد قافله و یوسف من در چاه است ۲
هر که برخاست ز شوق تو، دگر ننشیند
پا درین بادیه گر ماند، سرم در راه است ۳
عقل ما در طلب وصل به جایی نرسد
میوه بر شاخ بلند است و عصا کوتاه است ۴
از چه رو ریخته و حمزه لقب یافته است
می چون لعل مگر خون زمرد شاه است؟ ۵
در محبت گله از ما نتوان کرد سلیم
خبر از خویش نداریم، خدا آگاه است ۶
جامه ی سرو ز موزونی او کوتاه است ۱
قسمتم نیست که از بند غم آزاد شوم
رفت صد قافله و یوسف من در چاه است ۲
هر که برخاست ز شوق تو، دگر ننشیند
پا درین بادیه گر ماند، سرم در راه است ۳
عقل ما در طلب وصل به جایی نرسد
میوه بر شاخ بلند است و عصا کوتاه است ۴
از چه رو ریخته و حمزه لقب یافته است
می چون لعل مگر خون زمرد شاه است؟ ۵
در محبت گله از ما نتوان کرد سلیم
خبر از خویش نداریم، خدا آگاه است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۱ - بر سر عشق تو هر کس هست با من دشمن است
گوهر بعدی:شماره ۲۱۳ - ساقی بیا که فصل بهاران غنیمت است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.