خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از درد عشق، رنج‌های عاشق و دشمنی‌های اطرافیان سخن می‌گوید. شاعر از اشک‌های پاک، تیغ عشق و رنج‌هایی مانند منصور حلاج و یوسف یاد می‌کند که نمادهای رنج و عشق هستند. او احساس آوارگی و رسوایی را بیان می‌کند و از دشمنی دل با جان در عشق سخن می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین اشاره به رنج‌ها و نمادهای تاریخی مانند منصور حلاج و یوسف نیاز به پیش‌زمینه‌ای ادبی و فرهنگی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۱۱ - بر سر عشق تو هر کس هست با من دشمن است

بر سر عشق تو هر کس هست با من دشمن است
آنکه اشکی پاک می سازد ز چشمم دامن است ۱

در کف او می به رنگ شبنم روی گل است
بر میانش تیغ چون آب میان گلشن است ۲

بر نمی خیزیم از جای خود و آواره ایم
دامن صحرای مجنون تو طرف دامن است ۳

همچو من منصور را سامان رسوایی کجاست
مایه ی حلاجی او پنبه ی داغ من است ۴

کوچه ی زنجیر را ماند به عهدش روزگار
بس که از بیداد او هر خانه ای پر شیون است ۵

دشمن جان است دل اهل محبت را سلیم
یوسف ما را همیشه گرگ در پیراهن است ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۰ - با نسیم صبح شمع خلوت من سرکش است
گوهر بعدی:شماره ۲۱۲ - نارسایی به هنر در همه جا همراه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.